وصيت نامه داريوش كبير رو اينجا خوندم، اما مثل بسياری از كسانی كه كامنت نوشته بودند و هيجان زده شده بودند كه: "وای ببين ما چه بوديم و چه شديم و اين كه چقدر 2000 سال پيش ايرانيان متمدن بودنند و الان به كجا رسيديم، ..." اصلا اين حس بهم دست نداد و فكر كردم خوبه توضيحاتی رو اينجا بنويسم:
در مورد اينكه ايرانيان 2000 سال پيش و شايد قبل از اون آدمهای بسيار متمدنی بودند هيچ شكی نيست. اما چرا فكر ميكنيم نياز هست كه برای اثبات اين مسئله و گلايه از وضع موجود، بايد هر جمله قشنگ و متمدنانه اي رو زوركی به اونها بچسبونيم. بعضی ها واقعا درك نميكنند كه بسياری از تئوريهای حقوق بشری مدرن مال قرن 17 و 18 به بعد هستند و اصلا در زمان داريوش و كورش وجود نداشتند. اين جمله كه "خدايا كشور را از دشمن، خشكسالی و دروغ نگهدار" واقعا از داريوشه و اينكه كورش به خدايان بابلی بعد از فتح بابل ادای احترام كرده در كتيبه كورش اومده، اما هيچ كدوم اينها دليل نميشه كه سيستم مدرن قضايی و خزانه داری و عوارض و همه چی رو هم بخواهيم به اونها وصل كنيم. واقعا هيچ روش ديگه اي برای اثبات اينكه ما خيلی آدمهای باحالی هستيم و بقيه دنيا آدم نيستند پيدا نكرديد؟!
نكته جالب ديگه اينه كه در همين متن خيالی كلی تاكيد شده روی احترام به مذاهب و قوميت های ديگه، اما همين خوانندگان احساساتی كه در زير مطلب كامنت گذاشتند، هر چی از دهنشون در اومده به عربها گفتند! اين نشون ميده كه چرا نيكان ما اينقدر كارشون درست بوده و ما الان در اين وضيت قرار داريم.
7/19/2005 02:30:00 PM




