آش
ديروز برای نهار آش برده بودم سر كار، اما وقت نكردم كه بخورمش. حتی وقت نكردم بذارمش توی يخچال! امروز عليرغم همه توصيه های ايمنی كه بهم شدم بود، تصميم گرفتم كه بخورمش. چند دقيقه در مايكروويو گرمش كردم كه ميكرباش كاملا بميرند! بعد هم كه سرد شد كلی شكر روش ريختم كه خوشمزه بشه. (اخه من آش رشته رو شيرين دوست دارم!) اما قاشق اول رو كه خوردم فهميدم كه اونچه من به عنوان شكر ريخته بودم، نمك بوده! از شوری قاشق اول رو هم نتونستم تموم كنم. فكر ميكنم اينجاست كه آدم بايد به امداد های غيبی و دست تقدير و قسمت و اين چيزا اعتقاد پيدا كنه كه نخواستند من اون آش فاسد رو بخورم و بميرم! اما راستش من كه هنوز هم اعتقاد پيدا نكرده ام. فقط ميگم: "حيف آش!!!"
9/03/2004 02:17:00 PM




