چند روز پيش داشتم در حين صرف غذا (چه ارتباطى بين فعل و غذا وجود داره كه جفتشونو صرف ميكنند؟!) به مكالمه دو تا از مقامات دانشگاهى كه اونها هم به همين منظور اونجا بودند، گوش ميكردم. يكيشون كه ظاهرا مسئول ارتقاى سطح ادب دانشگاه بود (همون چيزى كه در ايران بهش ميگفتيم، امور تربيتى) داشت ميگفت كه: "نميدونيم با اين تماشاگرهاى بسكتبال كه موقع بازى به تيم حريف فحش ميدن، چكار كنيم. مخصوصا اونهايى كه از اصطلاح "F… DUKE" استفاده ميكنند." (توضيح بدم كه كه …F همون كلمه چهار حرفى معروفه كه به عنوان همه چى از جمله فحش استفاده ميشه و به عنوان مثال در فيلم "PULP FICTION" هر 1.5 ثانيه يه بار ميشنويدش و DUKE هم اسم يه دانشگاهه كه تيم بسكتبالش با دانشگاه ما كل كل داره.)
خلاصه ميگفت: "به عنوان راه حل به اين نتيجه رسيديم كه تماشاگران رو تشويق كنيم كه از كلمات مشابه استفاده كنند و به عنوان مثال در اين مورد خاص، از كلمه MOTE به جاى …F استفاده كنند." (لازم به توضيحه كه اگر فكر كردين كه MOTE هم يه فحشيه شبيه به …F ، اشتباه كردين. MOTE اسم رئيس دانشگاه ماست!)





